مقاوم هستند که نميتوان به راحتي صحت و سقم اين ادعا را ثابت کرد ولي شايد کمي توجه به مطلب زير موضوع را بيشترروشن سازد:
بر اساس نظر دانشمندان و محققين ،درصد قابل اتکاء که در تحقيقات وراثت پذيري يک صفت در نظر گرفته مي شود ،حدود ۵۰ درصد(۰.۵) است ولي در آزمايشاتي که بر روي وراثت پذيري صفت مقاومت در مقابل بيماري TS(سندرم تائورا) انجام شده اين نسبت تنها ۰.۰۹ يا ۹درصد بوده که بسيار کمتر از آن درصدي است که بتوان بر مبناي آن نسبت به مقاومت زاده هاي توليد شده از مولدين SPR مطمئن بود(Tave- ۱۹۹۳).
نکته جالب ديگر اينکه در تحقيقات همين محققين ،مشخص شده که وراثت پذيري صفت رشد(Growth) نسبت به مقاومت در مقابل بيماري سندرم تائورا،معکوس است.
به عبارتي ، عمليات غربالگري و بهگزيني مولدين نسبت به يکي از اين صفات ،در جهت عکس نسبت به صفت ديگر عمل خواهد نمود.بنابراين حداقل تا امروز ،نميتوان مدعي توليد مولديني شد که زاده هاي آنها هم رشد خوبي داشته باشند و هم نسبت به بيماري تائورا (TAURA) مقاوم (SPR) باشند.
به همين علت شايد بهتر باشد از مولدين SPF بمنظور رعايت هرچه بيشتر ايمني زيستي و در عين حال توجيه اقتصادي بهره گرفت.
اما عمده عوامل بروز اختلال در بيو سکوريتي را مي توان
- لارو
- آب مصرفي
- غذا دانست.
.
از منظر ديگر بايد گفت ارکان اساسي سلامت در صنعت پرورش ميگو را اين سه عامل تشکيل داده اند از اين رو هرگاه سلامت و بهداشت در هر سه ضلع اين مثلث(بصورت توأم) اعمال گردد ميتوان تا حد زيادي نسبت به ايمني زيستي اطمينان حاصل نمود.
.
لارو
يادآوري حوادث و خساراتي که ظرف ۶ سال گذشته صنعت پرورش ميگو در ايران را دچار رکود نموده چندان مشکل نيست.در واقع بروز و شيوع بيماري هاي ويروسي در صنعت ميگو از اواسط دهه ۸۰ ميلادي اين عرصه را بطور جدي تهديد نموده است و همه ساله اخبار جديد مربوط به بروز خسارات سنگين در مزارع پرورش ميگو در نقاط مختلف جهان بر روي تلکس خبرگزاري ها خود نمائي مي کند.
اما در کنار تمامي مضرّات و خسارات ناشي از شيوع بيماري ها ، فرصت بي نظير و نقطه عطف تحولات مثبت در صنعت ميگو کشور،رويکرد بسيار واقع گرايانه اي بود که در بخش هاي مختلف دست اندر کار اين صنعت،ايجاد گرديد.يکي از تغييرات مثبت در رويه فعاليت حلقه هاي توليد ميگو ميتوان به فعاليت مسئولانه در بخش تکثير لارو اشاره کرد.شايد مديريت بهداشت در تکثير ميگو تا پيش از بروز بيماري لکه سفيد در سال ۱۳۸۱،حلقه مفقوده اين فعاليت اقتصادي بود.اما پس از خسارات کلاني که شيوع اين بيماري سبب گرديد، درتمامي بخش هاي زنجيره توليد بطور اعم و بهداشت بخش تکثير بطور اخص تمهيدات اوليه جهت پي ريزي يک سيستم بهداشتي جهت توليد مسئولانه و پايدار لارو در نظر گرفته شد.
امروزه نشانه هاي روشني از آشنائي مديران کارگاه هاي تکثير ميگو با اصول BMP(Best Management Practices به چشم مي خورد.هرچند هنوز راه زيادي تااجراي کامل اين اصول فراروي صنعت پرورش ميگو کشور قرار دارد ،ليکن تا به امروز نيز بخش عمده اي از اين راه پيموده شده است.مواردي همچون محصور نمودن کارگاه ها،ايزولاسيون بخش هاي مختلف و احداث و بکارگيري بهينه حوضچه هاي سپتيک و تبخير،گرچه در برخي کارگاه ها اعمال شده ،با اينحال در بعضي کارگاهها يا انجام نشده ويا بطور اصولي مورد استفاده واقع نشده است.
اما گذشته از اين بحث، واژه هاي جديدي به فرهنگ پرورش ميگو ايران راه يافته که اين اتفاق نيز ناشي از درگير شدن صنعت با بيماري هاي خطرناک در سال هاي اخير است.از جمله اين اصطلاحات واژه هاي SPR ،SPF وHigh health است که هرسه به نوعي با هم مرتبط ولي در معناي کاربردي تفاوت مهمي دارند.
در خصوص SPR پيش از اين مواردي عنوان شد.اين واژه به موجوداتي اطلاق مي شود که طي يک پروسه غربالگري ،نسبت به صفت مقاومت در مقابل عامل يک بيماري ،گزينش شده اند.
در اينجا بيشتر به تعريف مفاهيم SPF و High health و بيان تفاوت ميان اين دو واژه خواهيم پرداخت SPF وHigh health در دهه ۹۰ ميلادي بيماري و عوامل بيماريزا در سراسر جهان تلفات سنگيني را به صنعت پرورش ميگو وارد ساخت. اين تلفات محدود به منطقه،کشور،گونه خاص و يا حتي اقليم مشخصي نگرديده و در تمامي نقاط دنيا سبب کاهش سود آوري و حتي ورشکستگي برخي دست اندر کاران اين فن شد.
اما در اين اثناء،انستيتو علوم اقيانوسي آمريکا(Oceanic Institute يا به اختصار OI)اقدام به توليد مولديني نمود که به لحاظ محيط پرورشي کاملاً ايزوله بوده و طي آزمايشات دوره اي و منظمي که بر روي آنها انجام مي شد مشخص شده بود که فاقد هرگونه عامل بيماريزا مي باشند.اين مولدين را Specific Pathogen Free يا SPF نام نهادند و در هنگام بروز بيماريها ،تلفات ناشي از زاده هاي اين مولدين کمترين مقدار ممکن بود.از اين رو تقريباً براي تمام محققين محرز گرديد سهم عمده اي از شيوع بيماري در مزارع ناشي از ورود لارو آلوده به محيط استخرهاي پرورش بوده است.
استفاده از لارو و مولدين SPR و زاده هاي آنها (High health)در آن مقطع باعث شد تا مدتها ،بيماريهاي ويروسي خطرناک وارد ايالات کاروليناي جنوبي و تگزاس که از اين نوع مولدين ولاروها استفاده مي کردند نشود هرچند بعدها ورود لارو آلوده از ديگر نقاط جهان به مناطق ياد شده ،اين ايالت ها را نيز درگير چنين بيماريهائي کرد.
اما در سال ۱۹۹۳،آقاي Wyban، از بنيانگذاران فنآوري توليد SPF و SPR ،توصيه نمود در ادبيات فني صنعت پرورش ميگو در جهان تفاوت بين واژه هاي SPF و High health تحاظ شود.
در حقيقت SPF به موجود زنده اي گفته مي شود که در شرايط بسيار دقيق و سختگيرانه قرنطينه اي در محيط محصور نگهداري شود حال آنکه هرگاه موجود (و يا زاده هاي مولدين ياد شده)از اين شرايط خارج شودمادامي که نهايت تلاش در خصوص حفظ شرايط بهداشتي رعايت شودميتوان به آن High health اطلاق نمود اما ديگرآن موجود SPF نيست.
اين واژه ها حتي در کشور ايران نيز گاه به اشتباه به يک معنا بکار برده مي شود.به اين ترتيب تعجب آور نيست اگر در يک محموله ميگو High health نمونه اي مبتلا به يکي از بيماري هاي ويروسي تشخيص داده شود ولي به هر حال ميتوان نسبت به SPF بودن محموله ترديد نمود .